أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
192
قانون ( فارسى )
مزاج زمستان : زمستان هم سرد است و هم مرطوب و علل آن نيز عكس عللى است كه موجب گرمى و خشكى تابستان هستند . مزاج پائيز : در پائيز كه گرما كاهش نيافته است و سرما هنوز شدت پيدا نكرده است از لحاظ تابش خورشيد در برابر حد فاصل بين سهم خورشيد و كنارههاى پيرامون خورشيد واقع مىشويم . به اين جهت فصل پائيز از لحاظ سردى و گرمى معتدل و ليكن از لحاظ ترى و خشكى نامعتدل است ، زيرا خورشيد هوا را خشكانيده است و هنوز چنان رطوبتزائى رخ نداده است كه عمل خشككنندگى عامل خشككننده را خنثى كند . حالت سرد گردانيدن با حالت رطوبى كردن متفاوت است ، چه تغيير دادن به سردى آسانتر از تغيير دادن به نمناكى است . همچنين نمناك كردن بوسيله سردى با خشكانيدن بوسيله گرمى نمىتواند برابرى كند . خشك كردن بوسيله گرمى آسان است ، چه گرماى مختصر خشك مىكند اما سرماى مختصر مرطوب نمىكند و مىتوان گفت كه گرماى مختصر در رطوبى كردن از سرماى كمتر نيرومندتر است ، زيرا گرماى مختصر عمل تبخير انجام مىدهد و از بين نمىبرد ولى سرماى مختصر نمىتواند و بالعكس غلظت مىدهد ، جمع مىكند و نگهميدارد . به همين علت است كه روال باقى ماندن بهار بر رطوبت زمستانى با وضع باقى ماندن پائيز بر خشكى تابستانى يكسان نيست ، چون رطوبى بودن بهار در مدت معينى بوسيله گرمى معتدل مىشود ، درحالىكه خشكى پائيز در محدودهء اين مدت بوسيله سردى اعتدال نمىيابد . به نظر مىرسد كه در ايجاد خشكى و ايجاد ترى ، دو عامل مؤثر مخالف موجود نباشد بلكه در يكى از اين دو ، سرشتى دستاندركار است كه با ديگرى كارى ندارد . چه اگر از خشك شدن بحث كنيم به اين معنى است كه گوهر ترى از ميان رفته است ولى وقتى از رطوبى شدن بحث مىشود به اين معنى نيست كه گوهر خشكى به كلى نابود شده است بلكه تنها اين معنى ملحوظ است كه گوهر نم پديد آمده است . وقتى از هواى تر و هواى خشك بحث مىكنيم مقصود ما نه شكل و هيئت هواست و نه كيفيت و كميت طبيعى آن . نظر ما معطوف به چنين موضوعى نيست بلكه غرض از هواى مرطوب اين است كه بخارهاى متراكم و آبدار با هوا درآميختهاند ، يعنى هوا بر اثر متراكم شدن به هماهنگى بخار آب درآمده است و وقتى از هواى خشك بحث مىكنيم مقصود اين است كه بخار آب از هوا جدا شده است و اجزاى پراكنده هوا به هماهنگى گوهر آتش گرائيده است ، يا اينكه دودهاى زمينى با هوا آميختهاند و هوا در خشك بودن با زمين ( خاك ) همآهنگ گشته است . زمين با كمترين گرمائى كه در فصل